تبلیغات
محله صادقیون *به عشق امام صادق علیه السلام - فلسفه حجاب‏
محله صادقیون *به عشق امام صادق علیه السلام
نثار ترفیع مقام عالی حضرت صادق الائمه علیه السللم صلوات
یکشنبه 13 دی 1394 :: نویسنده : محب الصادق احمدی



  بدون شك در عصر ما كه بعضى نام آن را عصر برهنگى و آزادى جنسى گذارده‏اند و افراد غربزده، بى بند و بارى زنان را جزئى از آزادى او مى‏دانند سخن از حجاب گفتن براى این دسته ناخوشایند و گاه افسانه‏اى است متعلق به زمانهاى گذشته! ولى مفاسد بى حساب و مشكلات و گرفتاریهاى روز افزونى كه از این آزادیهاى بى قید و شرط به وجود آمده سبب شده كه تدریجا گوش شنوایى براى این سخن پیدا شود.
البته در محیطهاى اسلامى و مذهبى، مخصوصا در محیط ایران بعد از انقلاب جمهورى اسلامى، بسیارى از مسائل حل شده، و به بسیارى از این سؤالات عملا پاسخ كافى و قانع كننده داده شده است، ولى باز اهمیت موضوع ایجاب مى‏كند كه این مساله به طور گسترده‏تر مورد بحث قرار گیرد.
مساله این است كه آیا زنان (با نهایت معذرت) باید براى بهره كشى از طریق سمع و بصر و لمس (جز آمیزش جنسى) در اختیار همه مردان باشند و یا باید این امور مخصوص همسرانشان گردد.
بحث در این است كه آیا زنان در یك مسابقه بى پایان در نشاندادن اندام خود و تحریك شهوات و هوسهاى آلوده مردان درگیر باشند و یا باید این مسائل از محیط اجتماع بر چیده شود، و به محیط خانواده و زندگى زناشویى اختصاص یابد؟! اسلام طرفدار برنامه دوم است و حجاب جزئى از این برنامه محسوب مى‏شود، در حالى كه غربیها و غرب‏زده‏هاى هوسباز طرفدار برنامه اولند! اسلام مى‏گوید كامیابیهاى جنسى اعم از آمیزش و لذت‏گیریهاى سمعى و بصرى و لمسى مخصوص به همسران است و غیر از آن گناه، و مایه آلودگى و ناپاكى جامعه مى‏باشد كه جمله" ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ" در آیات فوق اشاره به آن است.
-
2- آمارهاى قطعى و مستند نشان مى‏دهد كه با افزایش برهنگى در جهان طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشویى در دنیا به طور مداوم بالا رفته است، چرا كه" هر چه دیده بیند دل كند یاد" و هر چه" دل" در اینجا یعنى هوسهاى سركش بخواهد به هر قیمتى باشد به دنبال آن مى‏رود، و به این ترتیب هر روز دل به دلبرى مى‏بندد و با دیگرى وداع مى‏گوید.
در محیطى كه حجاب است (و شرائط دیگر اسلامى رعایت مى‏شود) دو همسر تعلق به یكدیگر دارند، و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص یكدیگر است.
ولى در" بازار آزاد برهنگى" كه عملا زنان به صورت كالاى مشتركى (لا اقل در مرحله غیر آمیزش جنسى) در آمده‏اند دیگر قداست پیمان زناشویى مفهومى نمى‏تواند داشته باشد و خانواده‏ها همچون تار عنكبوت به سرعت متلاشى مى‏شوند و كودكان بى‏سرپرست مى‏مانند.
2- گسترش دامنه فحشاء، و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناكترین پیامدهاى بى حجابى است كه فكر مى‏كنیم نیازى به ارقام و آمار ندارد و دلائل آن مخصوصا در جوامع غربى كاملا نمایان است، آن قدر عیان است كه حاجتى به بیان ندارد.
نمى‏گوئیم عامل اصلى فحشاء و فرزندان نامشروع منحصرا بى حجابى است، نمى‏گوئیم استعمار ننگین و مسائل سیاسى مخرب در آن مؤثر نیست، بلكه مى‏گوئیم یكى از عوامل مؤثر آن مساله برهنگى و بى حجابى محسوب مى‏شود.
و با توجه به اینكه" فحشاء" و از آن بدتر" فرزندان نامشروع" سر چشمه انواع جنایتها در جوامع انسانى بوده و هستند، ابعاد خطرناك این مساله روشن‏تر مى‏شود.
هنگامى كه مى‏شنویم در انگلستان، در هر سال- طبق آمار- پانصد هزار نوزاد نامشروع به دنیا مى‏آید، و هنگامى كه مى‏شنویم جمعى از دانشمندان انگلیس در این رابطه به مقامات آن كشور اعلام خطر كرده‏اند- نه به خاطر مسائل اخلاقى و مذهبى- بلكه به خاطر خطراتى كه فرزندان نامشروع براى امنیت جامعه به وجود آورده‏اند، به گونه‏اى كه در بسیارى از پرونده‏هاى جنایى پاى آنها در میان است، به اهمیت این مساله كاملا پى مى‏بریم، و مى‏دانیم كه مساله گسترش فحشاء حتى براى آنها كه هیچ اهمیتى براى مذهب و برنامه‏هاى اخلاقى قائل نیستند فاجعه آفرین است، بنا بر این هر چیز كه دامنه فساد جنسى را در جوامع انسانى گسترده‏تر سازد تهدیدى براى امنیت جامعه‏ها محسوب مى‏شود، و پى‏آمدهاى آن هر گونه حساب كنیم به زیان آن جامعه است.
مطالعات دانشمندان تربیتى نیز نشان داده، مدارسى كه در آن دختر و پسر با هم درس مى‏خوانند، و مراكزى كه مرد و زن در آن كار مى‏كنند و بى بند و بارى در آمیزش آنها حكمفرما است، كم كارى، عقب افتادگى، و عدم مسئولیت به خوبى مشاهده شده است.
3- مساله" ابتذال زن" و" سقوط شخصیت او" در این میان نیز حائز اهمیت فراوان است كه نیازى به ارقام و آمار ندارد، هنگامى كه جامعه زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعى است روز به روز تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمایى افزونتر از او دارد، و هنگامى كه زن را از طریق جاذبه جنسیش وسیله تبلیغ كالاها و دكور اطاقهاى انتظار، و عاملى براى جلب جهانگردان و سیاحان و مانند اینها قرار بدهند، در چنین جامعه‏اى شخصیت زن تا سر حد یك عروسك، یا یك كالاى بى ارزش سقوط مى‏كند، و ارزشهاى والاى انسانى او به كلى به دست فراموشى سپرده مى‏شود، و تنها افتخار او جوانى و زیبایى و خودنمائیش مى‏شود.
و به این ترتیب مبدل به وسیله‏اى خواهد شد براى اشباع هوسهاى سركش یك مشت آلوده فریبكار و انسان‏نماهاى دیو صفت! در چنین جامعه‏اى چگونه یك زن مى‏تواند با ویژگی هاى اخلاقیش، علم و آگاهى و دانائیش جلوه كند، و حائز مقام والایى گردد؟! براستى درد آور است كه در كشورهاى غربى، و غرب زده، و در كشور ما قبل از انقلاب اسلامى، بیشترین اسم و شهرت و آوازه و پول و در آمد و موقعیت براى زنان آلوده و بى بند و بارى بود كه به نام" هنرمند و هنر پیشه"، معروف شده بودند، و هر جا قدم مى‏نهادند گردانندگان این محیط آلوده براى آنها سر و دست مى‏شكستند و قدمشان را خیر مقدم مى‏دانستند! شكر خدا را كه آن بساط بر چیده شد، و زن از صورت ابتذال سابق و موقعیت یك عروسك فرنگى و كالاى بى ارزش در آمد و شخصیت خود را باز یافت، حجاب بر خود پوشید اما بى آنكه منزوى شود و در تمام صحنه‏هاى مفید و سازنده اجتماعى حتى در صحنه جنگ با همان حجاب اسلامیش ظاهر شد.
این بود قسمتى از فلسفه‏هاى زنده و روشن موضوع حجاب در اسلام كه متناسب این بحث تفسیرى بود.

خرده‏گیری هاى مخالفان حجاب‏
 

در اینجا مى‏رسیم به ایرادهایى كه مخالفان حجاب مطرح مى‏كنند كه باید به طور فشرده بررسى شود:
1- مهمترین چیزى كه همه آنان در آن متفقند و به عنوان یك ایراد اساسى بر مساله حجاب ذكر مى‏كنند این است كه زنان نیمى از جامعه را تشكیل مى‏دهند اما حجاب سبب انزواى این جمعیت عظیم مى‏گردد، و طبعا آنها را از نظر فكرى و فرهنگى به عقب مى‏راند، مخصوصا در دوران شكوفایى اقتصاد كه احتیاج زیادى به نیروى فعال انسانى است از نیروى زنان در حركت اقتصادى هیچگونه بهره‏گیرى نخواهد شد، و جاى آنها در مراكز فرهنگى و اجتماعى نیز خالى است!، به این ترتیب آنها به صورت یك موجود مصرف كننده و سربار اجتماع در مى‏آیند. اما آنها كه به این منطق متوسل مى‏شوند از چند امر به كلى غافل شده یا تغافل كرده‏اند.
زیرا:
اولا: چه كسى گفته است كه حجاب اسلامى زن را منزوى مى‏كند، و از صحنه اجتماع دور مى‏سازد؟ اگر در گذشته لازم بود ما زحمت استدلال در این موضوع را بر خود هموار كنیم امروز بعد از انقلاب اسلامى هیچ نیازى به استدلال نیست، زیرا با چشم خود گروه گروه زنانى را مى‏بینیم كه با داشتن حجاب اسلامى در همه جا حاضرند، در اداره‏ها، در كارگاهها، در راهپیماییها و تظاهرات سیاسى، در رادیو و تلویزیون، در بیمارستانها و مراكز بهداشتى، مخصوصا و در مراقبتهاى پزشكى براى مجروحین جنگى، در فرهنگ و دانشگاه، و بالآخره در صحنه جنگ و پیكار با دشمن.
كوتاه سخن اینكه وضع موجود پاسخ دندان‏شكنى است براى همه این ایرادها و اگر ما در سابق سخن از" امكان" چنین وضعى مى‏گفتیم امروز در برابر" وقوع" آن قرار گرفته‏ایم، و فلاسفه گفته‏اند بهترین دلیل بر امكان چیزى وقوع آن است و این عیانى است كه نیاز به بیان ندارد.
ثانیا: از این كه بگذریم آیا اداره خانه و تربیت فرزندان برومند و ساختن انسانهایى كه در آینده بتوانند با بازوان تواناى خویش چرخهاى عظیم جامعه را به حركت در آورند، كار نیست؟
آنها كه این رسالت عظیم زن را كار مثبت محسوب نمى‏كنند از نقش خانواده و تربیت، در ساختن یك اجتماع سالم و آباد و پر حركت بى‏خبرند، آنها گمان مى‏كنند راه این است كه زن و مرد ما همانند زنان و مردان غربى اول صبح خانه را به قصد ادارات و كارخانه‏ها و مانند آن ترك كنند، و بچه‏هاى خود را به شیر- خوارگاهها بسپارند، و یا در اطاق بگذارند و در را بر روى آنها ببندند و طعم تلخ زندان را از همان زمان كه غنچه ناشكفته‏اى هستند به آنها بچشانند.
غافل از اینكه با این عمل شخصیت آنها را در هم مى‏كوبند و كودكانى بى روح و فاقد عواطف انسانى بار مى‏آورند كه آینده جامعه را به خطر خواهند انداخت.
2- ایراد دیگرى كه آنها دارند این است كه حجاب یك لباس دست و پاگیر است و با فعالیتهاى اجتماعى مخصوصا در عصر ماشینهاى مدرن سازگار نیست، یك زن حجاب دار خودش را حفظ كند یا چادرش را و یا كودك و یا برنامه‏اش را؟! ولى این ایراد كنندگان از یك نكته غافلند و آن اینكه حجاب همیشه به معنى چادر نیست، بلكه به معنى پوشش زن است، حال آنجا كه با چادر امكان پذیر است چه بهتر و آنجا كه نشد به پوشش قناعت مى‏شود.
زنان كشاورز و روستایى ما، مخصوصا زنانى كه در برنجزارها مهمترین و مشكلترین كار كشت و برداشت محصول برنج را بر عهده دارند عملا به این پندارها پاسخ گفته‏اند، و نشان داده‏اند كه یك زن روستایى با داشتن حجاب اسلامى در بسیارى از موارد حتى بیشتر و بهتر از مرد كار مى‏كند، بى آنكه حجابش مانع كارش شود.
4- ایراد دیگر اینكه آنها مى‏گویند حجاب از این نظر كه میان زنان و مردان فاصله مى‏افكند طبع حریص مردان را آزمندتر مى‏كند، و به جاى اینكه خاموش كننده باشد آتش حرص آنها را شعله‏ورتر مى‏سازد كه" الانسان حریص على ما منع"! پاسخ این ایراد یا صحیحتر سفسطه و مغلطه را مقایسه جامعه امروز ما كه حجاب در آن تقریبا در همه مراكز بدون استثناء حكمفرما است با دوران رژیم طاغوت كه زنان را مجبور به كشف حجاب مى‏كردند مى‏دهد.
آن روز هر كوى و بر زن مركز فساد بود، در خانواده‏ها بى بند و بارى عجیبى حكمفرما بود، آمار طلاق فوق العاده زیاد بود، سطح تولد فرزندان نامشروع بالا بود و هزاران بدبختى دیگر.
نمى‏گوئیم امروز همه اینها ریشه كن شده اما بدون شك بسیار كاهش یافته و جامعه ما از این نظر سلامت خود را باز یافته، و اگر به خواست خدا وضع به همین صورت ادامه یابد و سایر نابسامانیها نیز سامان پیدا كند، جامعه ما از نظر پاكى خانواده‏ها و حفظ ارزش زن به مرحله مطلوب خواهد رسید.

2 - استثناء وجه و كفین‏
 

در اینكه آیا حكم حجاب صورت و دستها حتى از مچ به پائین را نیز شامل مى‏شود یا نه، در میان فقهاء بحث فراوان است، بسیارى عقیده دارند كه پوشاندن این دو (وجه و كفین) از حكم حجاب مستثنى است، در حالى كه جمعى فتوا به وجوب پوشاندن داده، یا حد اقل احتیاط مى‏كنند، البته آن دسته كه پوشاندن این دو را واجب نمى‏دانند نیز آن را مقید به صورتى مى‏كنند كه منشا فساد و انحرافى نگردد، و گر نه واجب است.
در آیه فوق قرائنى بر این استثناء و تایید قول اول وجود دارد از جمله:
الف: استثناء" زینت ظاهر" در آیه فوق خواه به معنى محل زینت باشد یا خود زینت دلیل روشنى است بر اینكه پوشاندن صورت و كفین لازم نیست.
ب- دستورى كه آیه فوق در مورد انداختن گوشه مقنعه به روى گریبان مى‏دهد كه مفهومش پوشانیدن تمام سر و گردن و سینه است و سخنى از پوشانیدن صورت در آن نیست قرینه دیگرى به این مدعا است.
توضیح اینكه: همانگونه كه در شان نزول نیز گفته‏ایم عربها در آن زمان روسرى و مقنعه‏اى مى‏پوشیدند كه دنباله آن را روى شانه‏ها و پشت سر مى‏انداختند به طورى كه مقنعه پشت گوش آنها قرار مى‏گرفت و تنها سر و پشت گردن را مى‏پوشاند، ولى قسمت زیر گلو و كمى از سینه كه بالاى گریبان قرار داشت نمایان بود. اسلام آمد و این وضع را اصلاح كرد و دستور داد دنباله مقنعه را از پشت گوش یا پشت سر جلو بیاورند و به روى گریبان و سینه بیندازند و نتیجه آن این بود كه تنها گردى صورت باقى مى‏ماند و بقیه پوشانده مى‏شد.
ج- روایات متعددى نیز در این زمینه در منابع اسلامى و كتب حدیث، وارد شده است كه شاهد زنده‏اى بر مدعا است (6) هر چند روایات معارضى نیز دارد كه در این حد از صراحت نیست، و جمع میان آنها از طریق استحباب پوشاندن وجه و كفین، و یا حمل بر مواردى كه منشا فساد و انحراف است كاملا ممكن است.
شواهد تاریخى نیز نشان مى‏دهد كه نقاب زدن بر صورت در صدر اسلام جنبه عمومى نداشت (شرح بیشتر در زمینه بحث فقهى و روایى این مساله در مباحث نكاح در فقه آمده است).
ولى باز تاكید و تكرار مى‏كنیم كه این حكم در صورتى است كه سبب سوء استفاده و انحراف نگردد.
ذكر این نكته نیز لازم است كه استثناء وجه و كفین از حكم حجاب مفهومش این نیست كه جائز است دیگران عمدا نگاه كنند، بلكه در واقع این یك نوع‏ تسهیل براى زنان در امر زندگى است.

3- منظور از نسائهن چیست؟
 

چنان كه در تفسیر آیه خواندیم نهمین گروهى كه مستثنى شده‏اند و زن حق دارد زینت باطن خود را در برابر آنها آشكار كند زنان هستند، منتهى با توجه به تعبیر" نسائهم" (زنان خودشان) چنین استفاده مى‏شود كه زنهاى مسلمان تنها مى‏توانند در برابر زنان مسلمان حجاب را بر گیرند، ولى در برابر زنان غیر مسلمان باید با حجاب اسلامى باشند و فلسفه این موضوع چنان كه در روایات آمده این است كه ممكن است آنها بروند و آنچه را دیده‏اند براى همسرانشان توصیف كنند و این براى زنان مسلمانان صحیح نیست.
در روایتى كه در كتاب" من لا یحضر" آمده از امام صادق ع چنین مى‏خوانیم:
لا ینبغى للمرأة ان تنكشف بین یدى الیهودیة و النصرانیة، فانهن یصفن ذلك لازواجهن:
" سزاوار نیست زن مسلمان در برابر زن یهودى یا نصرانى برهنه شود، چرا كه آنها آنچه را دیده‏اند براى شوهرانشان توصیف مى‏كنند" (7).

4- تفسیر جمله أَوْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُهُنَ‏
 

ظاهر این جمله مفهوم وسیعى دارد و نشان مى‏دهد كه زن مى‏تواند بدون حجاب در برابر برده خود ظاهر شود، ولى در بعضى از روایات اسلامى تصریح شده است كه منظور ظاهر شدن در برابر كنیزان است هر چند غیر مسلمان باشند، و غلامان را شامل نمى‏شود، در حدیثى از امام امیر المؤمنین على ع مى‏خوانیم كه مى‏فرمود:
لا ینظر العبد الى شعر مولاته:
" غلام نباید به موى زنى كه مولاى او است نگاه‏ كند" (8) ولى از بعضى روایات دیگر تعمیم استفاده مى‏شود، اما مسلما خلاف احتیاط است.

5- تفسیر" أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ"
 

" اربة" در اصل از ماده" ارب" (بر وزن عرب)- چنان كه راغب در مفردات مى‏گوید- به معنى شدت احتیاج است كه انسان براى بر طرف ساختن آن چاره جویى مى‏كند، گاهى نیز به معنى حاجت بطور مطلق استعمال مى‏شود.
و منظور از" أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجالِ" در اینجا كسانى هستند كه میل جنسى دارند و نیاز به همسر بنا بر این" غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ" كسانى را شامل مى‏شود كه این تمایل در آنها نیست.
در اینكه منظور از این عنوان چه كسانى است؟ در میان مفسران گفتگو است:
بعضى آن را به معنى پیر مردانى دانسته‏اند كه شهوت جنسى در آنها خاموش شده است، مانند" الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ" (زنانى كه از سر حد ازدواج بیرون رفته‏اند و از این نظر بازنشسته شده‏اند).
بعضى دیگر آن را به مردان" خصى" (خواجه).
و بعضى دیگر به" خنثى" كه آلت رجولیت مطلقا ندارد تفسیر كرده‏اند.
اما آنچه بیش از همه مى‏توان روى آن تكیه كرد و در چند حدیث معتبر از امام باقر ع و امام صادق ع نقل شده این است كه منظور از این تعبیر مردان ابلهى است كه به هیچ وجه احساس جنسى ندارند، و معمولا از آنها در كارهاى ساده و خدمتكارى استفاده مى‏كنند، تعبیر به" التابعین" نیز همین معنى را تقویت مى‏كند (9).
اما از آنجا كه این وصف یعنى عدم احساس میل جنسى درباره گروهى از پیران صادق است بعید نیست كه مفهوم آیه را توسعه دهیم و این دسته از پیر مردان نیز در معنى آیه داخل باشند.
در حدیثى از امام كاظم ع نیز روى این گروه از پیر مردان تكیه شده است.
ولى به هر حال مفهوم آیه این نیست كه این دسته از مردان همانند محارمند، قدر مسلم این است كه پوشیدن سر یا كمى از دست و مانند آن در برابر این گروه واجب نیست.

6- كدام اطفال از این حكم مستثنا هستند
 

گفتیم دوازدهمین گروهى كه حجاب در برابر آنها واجب نیست، اطفالى هستند كه از شهوت جنسى هنوز بهره‏اى ندارند.
جمله" لَمْ یَظْهَرُوا" گاهى به معنى" لم یطلعوا" (آگاهى ندارند) و گاه به معنى" لم یقدروا" (توانایى ندارند) تفسیر شده، زیرا این ماده به هر دو معنى آمده است و در قرآن گاه در این و گاه در آن بكار رفته.
مثلا در آیه 20 سوره كهف مى‏خوانیم:" إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْكُمْ یَرْجُمُوكُمْ" (اگر اهل شهر از وجود شما آگاه شوند سنگسارتان مى‏كنند).
و در آیه 8 سوره توبه مى‏خوانیم" كَیْفَ وَ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْكُمْ لا یَرْقُبُوا فِیكُمْ إِلًّا وَ لا ذِمَّةً" (چگونه با پیمان‏شكنان پیكار نمى‏كنید در حالى كه اگر آنها بر شما چیره شوند نه ملاحظه خویشاوندى با شما مى‏كنند و نه پیمان).
ولى به هر حال این تفاوت در آیه مورد بحث تفاوت چندانى از نظر نتیجه ندارد منظور اطفالى است كه بر اثر عدم احساس جنسى نه توانایى دارند و نه آگاهى.
بنا بر این اطفالى كه به سنى رسیده‏اند كه این تمایل و توانایى در آنها بیدار شده باید بانوان مسلمان حجاب را در برابر آنها رعایت كنند.

7- چرا عمو و دایى جزء محارم نیامده‏اند؟
 

از مطالب سؤال‏انگیز اینكه در آیه فوق ضمن بیان محارم به هیچوجه سخنى از عمو و دایى در میان نیست، با اینكه به طور مسلم محرمند و حجاب در برابر آنها لازم نمى‏باشد.
ممكن است نكته آن این باشد كه قرآن مى‏خواهد نهایت فصاحت و بلاغت را در بیان مطالب به كار گیرد و حتى یك كلمه اضافى نیز نگوید، از آنجا كه استثناى" پسر برادر" و" پسر خواهر" نشان مى‏دهد كه" عمه" و" خاله" انسان نسبت به او محرمند روشن مى‏شود كه عمو و دایى یك زن نیز بر او محرم مى‏باشند و به تعبیر روشنتر محرمیت دو جانبه است، هنگامى كه از یك سو فرزندان خواهر و برادر انسان بر او محرم شدند، طبیعى است كه از سوى دیگر و در طرف مقابل عمو و دایى نیز محرم باشند (دقت كنید).

8- هر گونه عوامل تحریك ممنوع!
 

آخرین سخن در این بحث اینكه در آخر آیه فوق آمده است كه نباید زنان به هنگام راه رفتن پاهاى خود را چنان به زمین كوبند تا صداى خلخالهایشان به گوش رسد! این امر نشان مى‏دهد كه اسلام به اندازه‏اى در مسائل مربوط به عفت عمومى سخت گیر و مو شكاف است كه حتى اجازه چنین كارى را نیز نمى‏دهد، و البته به طریق اولى عوامل مختلفى را كه دامن به آتش شهوت جوانان مى‏زند مانند نشر عكسهاى تحریك آمیز و فیلمهاى اغوا كننده و رمانها و داستانهاى جنسى را نخواهد داد، و بدون شك محیط اسلامى باید از اینگونه مسائل كه مشتریان را به مراكز فساد سوق مى‏دهد و پسران و دختران جوان را به آلودگى و فساد مى‏كشاند پاك و مبرا باشد.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 شهریور 1396 08:22 ب.ظ
اطلاعات عالی خوشبختانه من به طور تصادفی از سایت شما سوار شدم (stumbleupon).

من آن را برای بعد گذاشتم
محب الصادق احمدی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

السلام علیک یاجعفر بن محمد الصادق
به روستای حسن آباد صادق الائمه علیه السلام محله صادقیون خوش آمدید.
معرفی روستایی در ایران که بنام حضرت صادق الائمه علیه السلام مزین است.
بیش ازیک قرن پیش یکی از شترداران روستای ندیک شهربابک از عشیره حاج کنعان بنام حاج حسین مهدی به منطقه نوق رفسنجان مهاجرت میکند . پسر بزرگشان حاج حسن تقی پور یک رشته قنات حفر شده را برای ایجاد آبادی می خرد و نام خودش را بر روی آن می گذارد. حاج حسن این قنات راهفت دانگ سهمیه بندی می کند و یک دانگ برای خودش و مابقی را به چند نفر می فروشد .اغلب مالکان دراین روستا برای خودخانه و برای زارعینشان خانه های خوش نشینی می ساختند. و این امر باعث شد که این محل شکل آبادی به خود بگیرد. این آبادی بنام حسن آباد نامگذاری شد.مرحوم حاج حسن از بدو تاسیس آبادی در منزلش دهه اول محرم و دهه آخر صفر مجلس عزای امام حسین علیه السلام را بر پا میکرد. تا اینکه حاج اسدالله ذوالفغاری در این آبادی مسجد و حمام و آب انبار ساخت.. در سال 1332 تا سال 1336 به مدت چهار سال مرحوم حاج ملاغلامرضا ناصری اولین مکتب خانه را در انباری عنایت الله ناصری راه انداخت.و مرحوم حاج علی فلاح ذاکر امام حسین علیه السلام هیئت ابولفضل العباس علیه السلام را تاسیس کرد. بعد ازقیام 15 خرداد سال 1342 آقای حاج عبدالحسین زینلی نماینده سازمان تبلیغات اسلامی همه ساله با آوردن مبلغ از شهرهای مقدس قم و مشهد مردم را ا با امام و انقلاب آشنا میکردند و مردم در سال 1357 در یک راهپیمایی طاق پهلوی را خراب و نفرت خود را از حکومت پهلوی اعلام کردند. در این روستا خانه بهداشت مرحوم حاج محمد تقی پور در سال 1376توسط فرزندانشان ساخته شد. این خانه روستاهای فیض آباد و حسن آباد صادق الائمه علیه السلام و جعفر آباد تحت پوشش قرار می دهد. در سال 1351 دبستانی در این روستا تاسیس گردید که بعدا بنام شهید عباس اکبری شهید روستا نامگذاری شد . ایام فاطمیه دراین روستا از اهمیت خاصی بر خوردارمی باشد نخستین بار این مراسم با همت آقایان حاج علی اکبری و حاج اکبر پروازه احیا گردید. در سال 1373 شورای مرکزی انجمن محبین صادق الائمه علیه السلام به همت احمد تقی نزاد با هدف تکریم مقام عالی آن حضرت تشکیل گردید. و این شورا روستا را به نام حسن آباد صادق الائمه علیه السلام نامگذاری کردند ورسما عهدار مراسم صادقیه شدند. در سال 1379 با یاری خدا و همت مردم مسجد صاحب الزمان (عج) به پشنهاد حاج غلامرضا ملکی مسئول هیئت ابولفضل العباس علیه السلام با تشکیل شورای 9نفره متشکل از تمام اهالی روستا و کمکهای مردمی ساخته شد. الحمدالله این مسجد مقدس به عنوان یکی از پایگاههای عاشقان امام صادق علیه السلام در کشور می باشد . در این مسجد مراسم معنوی اعتکاف با پیشنهاد آقای رضا عباسی با همکاری خانواده مرحومین حاج رمضان عباسی و حاج عباس فلاح و حاج غلامرضا علی مومنی و کربلایی محمد مهدوی در ایام البیض در سال 1390 راه اندازی شد. نماز جماعت در طول سال به امامت حاج علی غلامحسین زاده و در ماه رمضان و دهه محرم و صفر به امامت روحانیون اقامه میگردد. شورای اسلامی و دهیاری بلوار و تمام کوچه های متصل به بلوار را به نام امام صادق علیه السلام نامگذاری کردند. کارشناس حسین فلاح موسسه قرآنی امام صادق علیه السلام در سال 1386 در این روستا به ثبت رسانیدند. با ثبت این موسسه حاجیه خانم زهرا ذوالفغاری ساختمانی بنام جامعه القران صادق الائمه علیه السلام احداث کرد. این روستا از پیشگامان حرکت کاروان صادقیه رفسنجان که جلوه ای از تکریم مقام عالی امام صادق علیه السلام است می باشد این حرکت بنا به سفارش حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی دامت برکاته در سال 1387 با همکاری دانشگاه امام صادق علیه السلام و با حضور حجت الاسلام دکتر میرلوحی رئیس دفتر و داماد آیت الله مهدوی کنی (رض) راه اندازی شد.ایام صادقیه این روستا در کشور بی نظیر می باشد روستا یکپارچه سیاه پوش می شود و مردم روستا از جان و دل و دل برای امام صادق علیه السلام غریب نوازی میکنند. کاروان پیاده روی اربعین به کربلا در این روستا با همت آقایان حاج علی اکبری و حاج غلامرضا عباسی و حاج امیر ملکی در سال 1392 تشکیل شد. این روستا چهار هیئت دارد برای نوجوانان هیئت علی اصغر علیه السلام و برای جوانان مجمع عاشقان علی اکبر علیه السلام و برای بزرگان هیئت متوسلین به آقا ابوالفضل العباس علیه السلام و هیئت منتظران المهدی علیه السلام برای دعا و توسل و یک خانه عالم که آقای حاج حسین ملکی اهدا نمودند دارد. متاسفانه چندسالی ساخت و ساز در این روستا به علت کمبود آب و نداشتن زمین متوقف کم شده است و جوانان به شهر و روستاهای مجاور مهاجرت کرده اند. خوشبختانه مردم این روستا در هر کجا باشند در روزهای ناسوعا و عاشورا و ایام صادقیه و فاطمیه به این محل می آیند و برای احیای این مراسم تلاش میکنند. بوستان امام علی علیه السلام که با همت شورای اسلامی و دهیاری ساخته شد می توان به عنوان مکان تفریحی روستا نام برد.مجموعه خدماتی مرحوم سیف الدینی شامل زینبیه و تالار و آشپز خانه میباشد و از آثار بستانی روستا مسجد و حمام و امارت سیف الدینی میباشد.

این روستا در زمینه جنگ نرم سه سایت رسمی با نامهای زیردر فضای مجازی دارد:

1.پایگاه اینترنتی کاروان صادقیه*** http://karevansadeghiye.ir/


2.پایگاه مذهبی دارالصادقیون*** http://darolsadeghiyon.ir/


3.پایگاه حیا و عفت مادر ارجمند ام فروه (س) *** http://umfarwah.ir/
حقیر از صبوری شما که با دقت وقتتان را در اختیار ما گذاشتید و از تمامی مردم شهرستان رفسنجان دارالصادقیون که با حضور و همکاریشان در ایام صادقیه مجلس اربابمان را زینت دادند. تشکر میکنم و خیر دنیا و آخرت را برایتان آرزومندیم. محب الصادق جواد زینلی
مدیر وبلاگ : محب الصادق احمدی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :